70.

(مترسک )

کلاغ؛

پرید از روی دست

- های مترسک ،

سرش را بلند کردو

آهی کشید.


***************************************************

71.

کوچ

باد می وزد و من

چه ساده دل خوشم

به کوچ.

(( وار )) خالی و

هیچ ردّی از رمّه های ایل نیست .

هی...

هی از اینهمه رفتن بی دلیل و

هول و ولای آمدن های گاه بگاه پرستو

بیا که نسیم؛

عطرباران و طعم ترانه را به هیچ ...

حراج کرده است .

************************************************