شعر کوتاه (بی چتر زیر باران )
70.
(مترسک )
کلاغ؛
پرید از روی دست
- های مترسک ،
سرش را بلند کردو
آهی کشید.
***************************************************
71.
کوچ
باد می وزد و من
چه ساده دل خوشم
به کوچ.
(( وار )) خالی و
هیچ ردّی از رمّه های ایل نیست .
هی...
هی از اینهمه رفتن بی دلیل و
هول و ولای آمدن های گاه بگاه پرستو
بیا که نسیم؛
عطرباران و طعم ترانه را به هیچ ...
حراج کرده است .
************************************************
+ نوشته شده در جمعه سی ام فروردین ۱۳۹۲ ساعت 18:32 توسط بهزاد چهارتنگی ( خاموش )
|
بهزاد چهارتنگی در 26آبان 1354 در شهرستان ایذه واقع در استان خوزستان به دنیا آمدم. اما شناسنامه ام 1 مهرماه 1355 را ثبت کرده است. دبیر زبان و ادبیات فارسی هستم و فعلا در شهر کرد ساکن هستم. از سال 1369 سرودن شعر را آغاز کردم از همان کودکی در تخیل و رؤیا سیر می کردم و طبیعت بکر زادگاهم چهارتنگ و کوه های سربه فلک کشیده ی تنوش ، منگشت و کوه سفید به من گریستن دردهایم را آموخت .اولین مجموعه ی سروده هایم در سال 1379 توسط انتشارات بخشایش قم به چاپ رسید . چند مجموعه ی دیگر نیز آماده ی چاپ دارم که اگر عمری باقی باشد تقدیم همه ی هنردوستان عزیز خواهم کرد.