تقدیم به زادگاهم ( چهارتنگ )
خسته ام هیوا !
از این آمد و رفتن ها
و از تمام آنچه مرا ؛
پای می کند در بند.
حس می کنم
خودم را در کوچه پس
کوچه های روزمَرگی هایم
گُم کرده ام .
دیگر نه آواز کبک و
شیهه ی اسب و
ناله ی نی ؛
هیچکدامشان
عطش حوصله ام را
سیراب نمی کند.
آنقدر کلافه ام ،که
دیگر
نشان آب و آینه را
از یاد برده ام .
یادم نیست !!!
کی ، کجا و چگونه
امّا لهجه ام ؛
که بوی ( نان تیری ) *های
مادرم را می داد
در همین حوالی جا
گذاشته ام .
آهای هیوا !!!
دلم برای ولایتمان
تنگ شده است .
غروب که می شد ؛
پشت خانه ی ( مش
جانعلی ) *جمع می شدیم و
بزرگ ترها قلیانی چاق
می کردند و
جوان تر ها ( مُل و
گُشتیلی ) *می گرفتند و
خویش را می آزمودند.
(مش صلی )* نیز هر
غروب دوره می گرفت و
شاهنامه می خواند.
عده ای نیز بخت خویش
را ( قاب ) *می زدند و
گاهی هم (خط یا شیر )
*
برنده را مشخص می کرد
و
هیچکس شکایتی نداشت .
دلهایمان صاف بودو
دستهایمان تا خدا می
رسید .
سفره هایمان گسترده
بود و
خانه هایمان بی در
آنقدر پَرچین هایمان
کوتاه
که اگر گلی می شکُفت
همه با خبر می شدند.
واگر کسی از میانمان
می رفت
همه در سوگ بودند و
چاله هامان خاموش *
چه روزگار غریبی هیوا
!!!
آنقدر از خودم دور
شده ام
که دیگر فکر می کنم
اینها همه رؤیا بودند
و
من در خواب
دلم برای ولایتمان
تنگ شده است .
هیوا !!!
شیراز – 28/7/1378
نان تیری : نوعی نان محلی در ایل بختیاری است که از آرد گندم پخته و بسیارنازک و
خوش بو است .
مش : مخفف مشهدی است . و به افرادی که سعادت زیارت بارگاه شاه خراسان را
پیدا می کنند اطلاق می گردد .
مش جانعلی : یکی از اهالی قدیمی زادگاهم
چهارتنگ بوده که در دهه ی پنجا به رحمت خدا رفته است .
مُل و گوشتیل :همان کُشتی پهلوانی و محلی است که در گذشته ها به عنوان سرگرمی در بین
جوانان روستا برگزار می گردید .و این واژه ای رایج در زبان و لهجه ی بختیاری است .
مش صلی : یکی از شاهنامه خوانان زادگاهم چهارتنگ بوده که چند سال پیش به رحمت
خدا رفته است .
قاب :دو استخوان کوچک بوده که در گذشته در شب نشینی ها و یا برای اوقات
فراغت با آن ها بازی انجام می دادند به نام ( قاب بازی ) و جزء اسباب قمار بازی
قرار بوده این بازی تا قبل از دهه ی شست نیز در بین بختیاری ها رایج بوده است .
خط یا شیر : خط یا شیر نیز مانند قاب بازی یکی دیگر از سرگرمی ها بوده که این نیز
مورد استفاده در محافل قمار بازی قرار می گرفته است .و با یک سکه انجام می شده یک روی سکه که تصویر داشته را شیر
و روی دیگر را خط می نامیدند. و شیر علامت شناس برنده ی بازی بوده است .
چاله هامان خاموش : در گذشته ها در ایل بختیاری رسم بر این بود که چون عزیزی رااز دست می
دادند تا چهل شبانه در خانه آتش نمی افروختند . و این بدان معنا بوده که یعنی چراغ
خانه ی ما خاموش شده است .
