2 . غمگین ترین شاعر جنوب
هیوا !
من غمگین ترین شاعر جنوبم ؛
که از پی باران های موسمی متولد شده ام .
زادگاهم بلور نور و آینه است.
هرگز!
فراموش نخواهم کرد ؛
مطمئن باش
روزی باز خواهم گشت
وخویش را
در سایه سار کهن سال ترین بلوط صحرا *
خواهم جُست .
باور کن هیوا !
آنجا دل ها به وسعت صحراست.
و هیچکس ؛
راه خانه اش را گُم نمی کند.
گاهی وقت ها
دلم برای لالای های مادر بزرگ
برای چاله و تش*
برای کودکیم تنگ می شود .
نمی دانی هیوا !
پسین که می شود ؛
زوزه ی باد
هی هیِ چوپانان
ناله ی نی
چه صفایی دارد.
ومن اینجا
چه ساده
شاعریم را
به حراج گذاشته ام .
تهران - 23 /1/ 1378
بلوط صحرا : در زادگاهم چهارتنگ بلوط پیری است که به این نام می خوانندش ( بلوط صحرایی ) و عمر این بلوط را کسی به واقع نمی داند ، همگان تا یاد دارند می گویند وجود داشته و از پدرانشان نیزاینگونه شنیده اند .
چاله و تش :چاله گودال کوچکی است که در گذشته برای پخت و پز و بر افروختن آتش مورد استفاده قرار می گرفته است.
بهزاد چهارتنگی در 26آبان 1354 در شهرستان ایذه واقع در استان خوزستان به دنیا آمدم. اما شناسنامه ام 1 مهرماه 1355 را ثبت کرده است. دبیر زبان و ادبیات فارسی هستم و فعلا در شهر کرد ساکن هستم. از سال 1369 سرودن شعر را آغاز کردم از همان کودکی در تخیل و رؤیا سیر می کردم و طبیعت بکر زادگاهم چهارتنگ و کوه های سربه فلک کشیده ی تنوش ، منگشت و کوه سفید به من گریستن دردهایم را آموخت .اولین مجموعه ی سروده هایم در سال 1379 توسط انتشارات بخشایش قم به چاپ رسید . چند مجموعه ی دیگر نیز آماده ی چاپ دارم که اگر عمری باقی باشد تقدیم همه ی هنردوستان عزیز خواهم کرد.