مقدمات شعروشاعری (قسمت پنجم )
مستزاد:
به شعری گفته می شود که به آخر هر مصراع آن یک قالب شعری دیگر ؛ به صورت کلمات موزون
افزوده می شود. بطوری که کلمه یا کلمات افزوده شده معنی مصراع ماقبل خود را تکمیل کنند.
نکته: کلمات موزون پایان مصراع ها همگی بر یک وزن می باشند و با مصراع های قبل خود نیز
هم وزن هستند.
نکته ی دیگر اینکه به خاطر داشته باشید که مصراع های اول مستزاد خود در واقع یکی از قالب های قطعه ؛
رباعی یا غزل بوده است که شاعر با افزودن کلمات موزون در پایان هر مصراع قالب جدیدی به نام مستزاد ساخته است.
نمودار مستزاد:
..........................1 ...............*
.......................... 1 ...............*
........................... ...............
...........................1 ...............*
مثال شعری :
دوشینه پی گلاب می گردیدم *بر طرف چمن
پژمرده گلی میان گلشن دیدم *افسرده چو من
گفتم که چه کردی که چنین می سوزی* ای یار عزیز
گفتا که دمی در این جهان خندیدم *پس وای به من
مشخصات مستزاد :
- موضوع و درون مایه ی مستزاد می تواند مدح ، عشق و عرفان ،مسائل اجتماعی و میهنی باشد.
- تنها قالب شعر سنتی است که مصراع های آن با هم مساوی نیستند.
- اولین مستزاد در قرن پنجم از مسعود سعد سلمان به جا مانده است.
نکته : اهمیّت مستزاد در آن است که در پیدایش شعر نیمایی اثر داشته است و منبع الهام نیما در کوتاه و بلند کردن مصراع های شعر نو بوده است.
البته شاید به گونه ای بتوان قالب تازه متولد شده ی(( زلال ))را نیز باهمین منظر نگریست.
مشهورترین مستزاد سرایان عبارتند از : مسعود سعد سلمان ، نسیم شمال ، ملک الشعرای بهار ،
ادیب الممالک فراهانی ، مهدی اخوان ثالث و حسام هروی
فرد ( تک بیت ):
بیتی است مستقل که شاعر تمام منظور خودش را در همان یک بیت بیان می کند و این یک بیت ممکن است مصرّع یا غیر مصرّع باشد.
مثال :
مردی نه به قوت است و شمشیر زنی
آن است که جوری که توانی نکنی
درون مایه و محتوای مفردات معمولا مسائلی چون پند و اندرز و حکمت می باشد.
مشهورترین تک بیتی سرایان : سعدی و صاحب تبریزی هستند.
شعر نو:
اصطلاحا به اشعاری گفته می شود که آزادانه از تعهدات سنتی نسبت به اوزان قراردادی و قافیه ها و ایماژها و تلمیحات و کنایات و . . . باشند.
سه شیوه در شعر نو رایج است :
۱. شعر آزاد : که وزن عروضی دارد. اما جای قافیه ها مشخص نیست.اشعار نیما یوشیج ،
مهدی اخوان ثالث ، فروغ فرخزاد و سهراب سپهری ( هر کدام کم و بیش با سبک مخصوص به خود )
در این طبقه جا می گیرد.
مشخصات شعر آزاد یا نیمایی :
الف : مضمون و درون مایه ی شعر نیمایی احساسات ، تجربیات شخصی ،عشق ،سیاست و اجتماع
می باشد.
ب: پدید آورنده ی شعر آزاد را می توان علی اسفندیاری مشهور به (( نیما یوشیج )) دانست . هر چند که قبل از ایشان پیشگامانی همچون میرزا تقی خان رفعت ( نخستین نظریه پرداز شعر نو نیمایی ) و ابوالقاسم لا هوتی ، جعفر خامنه ای و بانو شمس کسمایی را نام برد.
تفاوت شعر نیمایی با قالب های سنتی :
الف :محتوا و درون مایه : نگاه تازه به طبیعت و جهان و جهت گیری اجتماعی و استفاده از نماد ها در طرح مسائل اجتماعی ، انعکاس فضای طبیعی و رنگ محلی در شعر از ویژگی های محتوا یی شعر نیمایی است.
ب : از نظر قالب : کوتاه و بلند شدن مصراع ها و جابجایی قافیه از ویژگی های دیگر شعر نیمایی به شمار می آید.
2.شعر سپید : که هرچند آهنگین است امّا وزن عروضی ندارد و جای قافیه ها هم در آن مشخص نیست
در این شیوه فقط شعر احمد شاملو معروف است.
3.شعر موج نو : که نه تنها وزن عروضی ندارد بلکه معمولا آهنگین هم نیست و قافیه هم ندارد و فرق آن با نثر معمولا در ارائه ی مطلب و نحوه ی خاص بیان و بطور کلی در تخیل شعری است.شعر موج نو به دشواری و تعقید معروف است. می توان در این شیوه سید علی صالحی ، هوشنگ چالنگی وهرمز علی پور را نام برد.
اما باید متذکر شد که از میان این سه شیوه ، شعر آزاد مقبولیت بیشتری یافت و معروف ترین و معقول ترین و موفق ترین اشعار شعر نو به این شیوه است. در شعر سپید کسانی نثر را با شعر اشتباه گرفتند و قطعات ادبی منثور خود را شعر خواندند.
در شیوه ی موج نو هم کسانی پنداشتند که نثرهای دشوار را می توان شعر خواند.البته در این دو شیوه هم آنچه که شایسته ی نام شعر باشد بسیار ست. اما آسانی نشر شعر ( به سبب چاپ کتاب و وفور مجلات و سایت های غیر تخصّصی ) و همچنین عدم منتقدین آگاه بدون خصومت های شخصی در این عرصه باعث شد که خیل عظیمی به کار شعر و شاعری بپردازند که ماهیت آن امری تخصّصی است روی آورند و چهره ی سبک جدید را تا حّدی مخدوش سازند.
در سال های اخیر از تاثیر شعر نو و سنتی در هم ، غزل جدید یا غزل نو یا غزل تصویری پدید آمد که هر چند قالب آن سنتی است امّا زبان و تخیّل آن نوین است. در شیوه ی غزل تصویری و نو می توان از غزلیات استاد حسین منزوی و محمدعلی بهمنی نام برد.
ازدواج و آشتی شعر نو و کهن کم کم از غزل به قوالب دیگر چون مثنوی و رباعی هم سرایت کرد و شیوه ی چهارمی به شیوه ی شعر نو افزوده شد که می توان آن را شعر نو سنتی خواند.
نمونه هایی از شعر نو آزاد یا نیمایی: می توان از شعر ( آی آدمها ) سروده ی نیما در سال 1320 و شعر معروف نیما ( می تراود مهتاب )) نام برد.
1. قسمتی از شعر ( آی آدمها ) :
آی آدمها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید!
یک نفر در آب می سپارد جان .
یک نفر دارد که دست و پای دائم می زند
روی این دریای تند و تیره و سنگین که می دانید.
آن زمان که مست هستید از خیال دست یابیدن به دشمن
که گرفتستید دست ناتوانی را
تا توانیی بهتر را پدید آرید،
آن زمان که تنگ می بندید
بر کمرهاتان کمربند،
در چه هنگامی بگویم من ؟
یک نفر در آب دارد می کند بیهوده جان قربان !
آی آدمها که بر ساحل بساط دلگشا دارید!
نان به سفره، ...
2. قسمتی از شعر ( می تراود مهتاب ) : یکی از معروف ترین سروده های نیما در سال 1327
می تراود مهتاب
می درخشد شبتاب
نیست یکدم شکند خواب به چشم کس و لیک
غم این خفته ی چند
خواب در چشم تَرَم می شکند.
نگران با من استاده سحر
صبح می خواهد از من
کز مبارک دم او آورم این قوم به جان باخته را بلکه خبر
در جگر لیکن خاری
از ره سفرم می شکند.
نازک آرای تن ساق گلی
که به جانش کِشتم
وبه جان دادمش آب
ای دریغا به برم می شکند.
دستها می سایم
تا دری بگشاید
بر عبث می پایم
که به در کس آید.
در و دیوار به هم ریخته شان بر سرم می شکند.
می تراود مهتاب ، ...
چنانکه ملاحظه می شود از ویژگی های شعر نیمایی در این دوره این است که اغلب اشعار هم دارای عنوان است و شاعر هم اغلب تاریخ سرودن آن را قید می کند. این ویژگی در اشعار گذشته ی فارسی و نزد سنّت گرایان کمتر دیده می شود. در حالی که ذکر تاریخ و محل سرودن شعر کار منتقدان بعدی را برای مطالعه ی سیر فکری شاعر آسان می کند.
از سروده های معروف و جاودان در شیوه ی آزاد یا نیمایی می توان به شعر ( زمستان مهدی اخوان ثالث )
و شعر زیبا و دلنشین ( صدای پای آب سهراب سپهری ) و شعر ( مرگ انسانیت فریدون مشیری )
وشعر ( تولدی دیگر فروغ فرخزاد ) را نام برد.
3. قسمتی از شعر ( زمستان سروده ی مهدی اخوان ثالث ):
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت ،
سرها در گریبانست
کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را
نگه جز پیش پا را دید ، نتواند
که ره تاریک و لغزانست.
وگر دست محبّت سوی کس یازی،
به اکراه آورد دست از بغل بیرون
که سرما سخت سوزانست.
نفس، گز گرمگاه سینه می آید برون ، ابری شود تاریک
چو دیوار ایستد در پیش چشمانت
نفس کاینست ، پس دیگر چه داری چشم
ز چشم دوستان دور یا نزدیک ؟ . . .
4. قسمتی از شعر ( مرگ انسانیت سروده ی فریدون مشیری ) :
از همان روزی که دست حضرت قابیل
گشت آلوده به خون حضرت هابیل
از همان روزی که فرزندان آدم،
صدر پیغام آوران حضرت باری تعالی
زهر تلخ دشمنی در خونشان جوشید
آدمیت مرده بود
گرچه آدم زنده بود.
ازب همان روزی که یوسف را برادر ها به چاه انداختند
وزهمان روزی که با شلاق خون دیوار چین را ساختند،
آدمیت مرده بود.
بعد هی دنیا پر از آدم شد و این آسیاب ، گشت و گشت
قرنها از مرگ آدم هم گذشت
ای دریغ !
آدمیت بر نگشت.
و . . .
5.قسمتی از شعر بلند ( صدای پای آب سهراب سپهری ):
اهل کاشانم
روزگارم بد نیست
تکّه نانی دارم،خرده هوشی ، سر سوزن ذوقی
مادری دارم، بهتر از برگ درخت
دوستانی ، بهتر از آب روان
وخدایی که در این نزدیکی است،
لای این شب بوها ، پای آن کاج بلند
روی آگاهی آب ، روی قانون گیاه.
و...
6. قسمتی از شعر ( تولدی دیگر سروده ی فروغ فرخزاد )
همه ی هستی من آیه ی تاریکیست
که ترا در خود تکرارکنان
به سحرگاه شکفتن ها و رستن های ابدی خواهد برد.
من در این آیه ترا آه کشیدم ، اه
من در این آیه ترا
به درخت و آب آتش پیوند زد
زندگی شاید ...
دوستان عزیز می توانند دنباله ی این مطالب را در قسمت بعدی ( در قسمت ششم ) ملاحظه بفرمایند.
دوستان عزیز فقط لطف کنید و در صورت استفاده از مطالب در وبلاگ و یا هر جای دیگر آدرس و نام گردآورنده را فراموش ننمایند.
در ضمن بعضی از تعاریف و برداشت ها از دیدگاه حقیر می باشد .امیدوارم بزرگان این عرصه کاستی ها را بر حقیر ببخشایند.
حتما منتظر قسمت ها ی جذاب دیگر نیز باشید تا قالب زلال و تعاریف و قواعد این قالب ادامه خواهد داشت.
بهزاد چهارتنگی ( خاموش )
بهزاد چهارتنگی در 26آبان 1354 در شهرستان ایذه واقع در استان خوزستان به دنیا آمدم. اما شناسنامه ام 1 مهرماه 1355 را ثبت کرده است. دبیر زبان و ادبیات فارسی هستم و فعلا در شهر کرد ساکن هستم. از سال 1369 سرودن شعر را آغاز کردم از همان کودکی در تخیل و رؤیا سیر می کردم و طبیعت بکر زادگاهم چهارتنگ و کوه های سربه فلک کشیده ی تنوش ، منگشت و کوه سفید به من گریستن دردهایم را آموخت .اولین مجموعه ی سروده هایم در سال 1379 توسط انتشارات بخشایش قم به چاپ رسید . چند مجموعه ی دیگر نیز آماده ی چاپ دارم که اگر عمری باقی باشد تقدیم همه ی هنردوستان عزیز خواهم کرد.