https://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/7/79/Rahim_Moeini_Kermanshahi.jpg

زندگی‌نامه

کودکی

رحیم معینی، که تخلص «امید» را در شعر برگزید، در سال ۱۳۰۱ خورشیدی در کرمانشاه متولد شد. پدرش کریم معینی، ملقب به سالارمعظم، مردی شجاع و دلیر بود و به‌واسطهٔ رفاقتی که با نصرت الدّوله فیروز داشت، چندی از طرف وی به حکومت فارس منصوب شد و مدتی نیز برای سرکوبی مبارزان کردستان با سپهبد امیر احمدی همکاری کرد و پس از فوت نصرت الدّوله برای همیشه از کارهای سیاسی کناره گیری کرد و در گوشهٔ انزواء به سر بُرد. نیای معینی حسین خان معین الرّعایا مردی لایق و با سواد و مردم دار بود و از نظر بخشش و کمکی که به مردم می‌کرد مورد توجه و احترام بود و نسبت به ائمهٔ اطهار اخلاص فراوان داشت و حسینیه‌ای در کرمانشاه بنا کرد که اکنون هم به نام او مشهور است و در نهضت مشروطه و استبداد به دست مردی ناشناس به تحریک عده‌ای از مالکین کشته شد.

دوران هنری

او از سال ۱۳۴۱ به کار نقاشی پرداخت و در این راه پیشرفت کرد و تابلوهایی نیز به یادگار گذارد که از جمله تابلو مسیح با کار سیاه قلم است و در ضمن کارهای نقاشی به نظم شعر می‌پردازد و قسمتی از آثار ادبی و اجتماعی او در روزنامهٔ سلحشوران غرب به چاپ رسید و داستان اختر و منوچهر را در چهار تابلو به رشتهٔ نظم کشید و در آن حقایقی از اجتماع زمان را مجسم کرد. امید شاعری توانا و خوش ذوق و دوست داشتنی است و ضمن سرودن شعر چندی به تصنیف سازی پرداخت و تصانیف او که توسط خوانندگان رادیو خوانده می‌شد از شهرت به سزایی برخوردار شد. آشنایی با نقاشی و فنون آن سبب شد که در خلق اشعار و ترانه‌هایش گرایش به تصویرسازی داشته باشد. از آثار او چهار مجموعهٔ شعر به نامهای: ای شمع‌ها بسوزید، فطرت، خورشید شب و حافظ برخیزطبع و نشر شد. استاد معینی کرمانشاهی قبلاً «عشقی» و بعد از مدتی «شوقی» و سپس «امید» و بالأخره «معینی» را برای تخلص برگزید.
معینی کرمانشاهی از سال ۱۳۸۷ به دلیل کهولت سن و بیماری از به نظم کشیدن تاریخ ایران دست کشید و درمنزل شخصی بستری شد.

درگذشت

رحیم معینی در تاریخ سه شنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۴ در سن ۸۹ سالگی در بیمارستان جم درگذشت. معینی کرمانشاهی از سال ۸۷ به دلیل کهولت سن و بیماری‌های ناشی از این مسئله، با بیماری دست و پنجه نرم می‌کرد.

آثار

ترانه

به یاد کودکی، نگرانم، رفتم که رفتم (آهنگ‌ها از علی تجویدی)، نوای دل، تنهایی (آهنگ‌ها از جواد لشکری،)، شب زنده داری و طاووس (آهنگ‌ها از پرویز یاحقی)، ازتو گذشتم (آهنگ از حبیب الله بدیعی)، انسان (با اجرای داریوش اقبالی ترانه‌های ماندگاری چون: یاد کودکی، از اشعار ماندگار وی می‌توان عجب صبری خدا دارد، لوح مخدوش با مطلع "من نگویم که به درد دل من گوش کنید... بهتر آن است که این قصه فراموش کنید و از ترانه‌های بسیار خاطره انگیز و مشهور وی می‌توان به یاد کودکی، خواب نوشین و آشفته حالی اشاره کرد.

نگرانم، رفتم که رفتم، شب زنده داری، طاووس، خواب نوشین و …. است

وی در کنار استاد علی تجویدی 40 ترانهٔ ماندگار بر جای گذاشته و با اساتیدی چون پرویز یاحقی،جواد لشکری،حبیب الله بدیعی و همایون خرم نیز همکاری داشته است. از دیگر آثار وی می‌توان به حافظ برخیز، فطرت و خورشید شب اشاره کرد. نخستین ترانه سرایی برای گلها را بر روی آهنگی از استاد تجویدی به مطلع: «چه می‌شد رها بودم از همه قیدی» آغاز کرد و همکاری اش با تجویدی منجر به نزدیک به۴۰ اثر مشترک شده است.

اشعار

از اشعار ماندگار وی می‌توان عجب صبری خدا دارد، لوح مخدوش با مطلع من نگویم که به درد دل من گوش کنید... بهتر آن است که این قصه فراموش کنید و از ترانه‌های بسیار خاطره انگیز و مشهور وی می‌توان به یاد کودکی، خواب نوشین و آشفته حالی اشاره کرد.

نمونه اشعار

عجب صبری خدا دارد،

اگرمن جای اوبودم، همان یک لحظه اول که اول ظلم رامی دیدم ازمخلوق بی وجدان،

جهان راباهمه زیبایی وزشتی،به روی یکدگر ویرانه می کردم.

عجب صبری خدا دارد،

اگرمن جای اوبودم،که درهمسایۀ صدهاگرسنه،چند بزمی گرم عیش ونوش می دیدم،

نخستین نعره مستانه راخاموش آن دم برلب پیمانه می کردم.

عجب صبری خدا دارد،

اگرمن جای اوبودم،که می دیدم یکی عریان ولرزان،دیگری پوشیده ازصد جامه رنگین،

زمین وآسمان را واژگون مستانه می کردم.

عجب صبری خدا دارد،

اگرمن جای اوبودم،نه طاعت می پذیرفتم،نه گوش ازبهراستغفاراین بیدادگرها تیزکرده،

پاره پاره درکف زاهد نمایان تسبیح را صد دانه می کردم.

عجب صبری خدا دارد،

اگرمن جای اوبودم،برای خاطرتنها یکی مجنون صحراگرد بی سامان،

هزاران لیلی نازآفرین راکو به کوآواره ودیوانه می کردم.

عجب صبری خدا دارد،

اگرمن جای اوبودم،به گردشمع سوزان دل عشاق سرگردان،

سراپای وجود بی وفای معشوق راپروانه می کردم.

عجب صبری خدا دارد،

اگرمن جای اوبودم،به عرش کبریایی باهمه صبرخدایی تاکه می دیدم عزیزنابجایی،

بریکی ناروا کرده، خواریمی فروشد،

گردش این چرخ راوارونه بی صبرانه می کردم.

عجب صبری خدا دارد،

اگرمن جای اوبودم،که می دیدم مشوش عارف وعامی،زبرق فتنه ی این علم عالم سوزمردم کش،

بجزاندیشه عشق و وفا،معدوم هرفکری دراین دنیای پرافسانه می کردم.

عجب صبری خدا دارد!

چرامن جای اوباشم؟!

همین بهترکه اودرجای خودبنشسته وتاب تماشای تمام زشتکاریهای این مخلوق رادارد!

وگرنه من به جای اوبودم،یک نفس کی عادلانه سازشی باجاهل وفرزانه می کردم؟!

عجب صبری خدا دارد!

عجب صبری خدا دارد!

فیلمنامه

رحیم معینی کرمانشاهی همچنین در نگارش فیلمنامهٔ وسوسه های شیطان با محمد زرین دست و کریم فکور همکاری داشت. این سه نفر فیلمنامهٔ این فیلم را در اقتباس از رمان برادران کارامازوف نوشته ی فئودور داستاویسکی نگارش کردند.

نوشته‌ها

  • ای شمع‌ها بسوزید
  • فطرت
  • دوره تاریخ ایران (منظوم)
  • خورشید شب
  • فرزند وی -حسین معینی کرمانشاهی- در صدد چاپ صحیح اشعار ترانه‌های پدر خویش برآمد که کتاب خواب نوشین و راز خلقت دستاورد این کوشش است.

برخی از تصنیف‌های نام‌دار

ترانهآهنگسازخواننده
سنگ خاراعلی تجویدیمرضیه
یاد کودکیعلی تجویدیدلکش
بهار من گذشته شایدعماد رامعماد رام
نوای دلجواد لشگریدلکش
تنهاییجواد لشگریدلکش
شد بهارجواد لشگریدلکش
قایقرانجواد لشگریدلکش
طاووسپرویز یاحقیمرضیه
برق و خرمنهمایون خرمپروین
سنگ صبورحبیب‌الله بدیعیمرضیه
بازگشته (امید جانم ز سفر بازآمد)علی تجویدیدلکش
شعله سرکشحبیب‌الله بدیعیپوران
انسانهومن محمدیداریوش اقبالی
بوی بهارعماد رامنادر گلچین
آشفته حالیعلی تجویدیدلکش
به دنبال دلعلی تجویدیحمیرا
رفتم که رفتمعلی تجویدیمرضیه

فعالیت‌ها

  • دارای سابقه کار ادبی از سال‌های ۱۳۲۰
  • مدیرروزنامه «سلحشوران غرب» در سال‌های ۱۳۳۲–۱۳۲۸
  • ترانه سرایی ازاوایل دهه ۱۳۳۰ و کار در رادیو تهران و وارد کردن مضمون‌های تازه و تأکید بر تصویرسازی در ترانه سرایی.