37 . آواز های جنوبی ، آرزوهای شمالی


پیش از این گفته بودم ؛

ها هیوا !!!

غمگین ترین ترانه بر دوش پرنده ی مهاجری ست

که در حوالی همین حدود بی عبور

راه خانه اش را گُم کرده بود و

آواز های جنوبی اش را باد

زوزه می کشید و

بافه ، بافه درد

بر اندوه شرجی شاعری

که شعرهایش بی صدا می گریست می افشاند .

چه بگویم ؛ هیوا ؟

دلتنگ جرعه ای از همان آوازهای جنوبی ام ،

که در رسیدن به آرزوهای شمالی ام پر پر شد .

آه از این دل نامُراد

که از پی ستاره ی بخت

راه شیری جنوب را

در صورت آبله گون این ماه بی رؤیا جستجو می کرد .

آخر با مُشتی واژه و چند ستاره ی خاموش

مگر می شود رؤیاهای گم شده ام را

رصد کنم ؟!

باید به بال تمام پروانه هایم

چشم زخمی ببندم هیوا !

 

نمی دانم ؛

امّا دلم شور می زند

به گُمانم باران بند آمده است .

و این مه

تا دقایقی دیگر

فرو بنشیند و

خانه پر شود از آواز همان چکاوک تنها

که راه جنوب را

گم کرده بود .

 

                                               شهرکرد – 28/ 1 / 90

 

36 . شب سیاه

سرد است و

کسی در حوالی احوال ما

وجاقش * روشن نیست .

هی من ساده جار می زنم ؛

جاده های بی عبور را

بیشه های بی غرور را

ها !

ای نسیم خوش

درنگ کن .

هیچکس ؛

در انتظار صبح روشن و سپیده نیست .

کور سوی یک چراغ ساده و

سایه های سر کشیده تا فلک

کی ؟

کجا؟

چگونه می شود

از رُخ سیاه شب

رنگ تیره را زدود ؟

                                           شهرکرد 25 / 11 / 89

  وجاق :  همان چاله است . که در اصطلاح به شخصی که فرزند نداشته باشد (( وجاق کور )) یا به قولی ابتر و بدون دنباله اطلاق می گردد .

35 . یادی پُر از غبار


منم و

قابی شکسته و

یادی پر از غبار

که در حوالی خواب هایتان

پرسه می زنم .

و ردّ پایی گُنگ

بر سواحل گلایه و گریه

که بی گمان

فردا

 زخم آواز هر پرنده خواهد شد .

ها !!!

هوای گریه در حوالی روزهایم

پرسه می زند .

و من یادی دور و درازم

از ادامه ی(( دریا و دایره .))* 1

با توام گلم !!!

با تو ؛

که بر سرم آوار کرده ای

دیوار ناتمام روزهای پر از گریه را !

 

                                            شهر کرد – 15 / 8 / 89

 1 . ترکیب مورد علاقه ی سید علی صالحی می باشد که بارها در سروده هایش از آن استفاده نموده است .