15 . کوچه های سر کهریز
*ها ! گلم دلتنگم ؛
دلتنگ آنهمه سال های دور و دراز
سال های کوچه پس کوچه های سر کهریز*
سال های بهانه و گریه
آنگاه که باد بشارت باران بود و
رؤیاهایم هنوز کال بودند و
من ؛
حتی ؛
طعم ساده ترین واژه هایم را
در کور سوی چراغی دور
جستجو می کردم و
بی هراس هر آنچه بود
جنوبی ترین ترانه هایم را
در باد فریاد می زدم .
افسوس !!!
چه ساده رؤیاهای کودکی ام را
بر باد داده ام .
باور کنید تشنه ام ؛
آهای !
رهگذران دل سپرده به باران !
پیاله ای زشب پُر از ستاره ی تان
برای من کافی ست .
شهر کرد – 5/ 7/1389
*سرکهریز: کهریز همان کاه ریز به معنی قنات است. که یکی از مناطق شهری ، شهرستان ایذه در استان خوزستان می باشد. اما امروزه بیشتر به این منطقه (( سر قنات )) گفته می شود . که دوران کودکی ام را در آنجا گذرانده ام . و همواره به آنجا و مردم مهربانش نوعی تعلق خاطر داشته و دارم.
بهزاد چهارتنگی در 26آبان 1354 در شهرستان ایذه واقع در استان خوزستان به دنیا آمدم. اما شناسنامه ام 1 مهرماه 1355 را ثبت کرده است. دبیر زبان و ادبیات فارسی هستم و فعلا در شهر کرد ساکن هستم. از سال 1369 سرودن شعر را آغاز کردم از همان کودکی در تخیل و رؤیا سیر می کردم و طبیعت بکر زادگاهم چهارتنگ و کوه های سربه فلک کشیده ی تنوش ، منگشت و کوه سفید به من گریستن دردهایم را آموخت .اولین مجموعه ی سروده هایم در سال 1379 توسط انتشارات بخشایش قم به چاپ رسید . چند مجموعه ی دیگر نیز آماده ی چاپ دارم که اگر عمری باقی باشد تقدیم همه ی هنردوستان عزیز خواهم کرد.