14 . غبار غم
آهای هیوا !
اگر باران بارید
غبار غم و غربت را
از این دل نامراد
خواهم شُست.
و به آهی
می سوزانم تمام علف های هرزه را
در دل
ودست هایم را
در امتداد این صبح باکره
خواهم کاشت .
تا شاید !
گل کُند خنده هایت
بر آستان آسمان بی ستاره ی من .
اهواز – 5/8/1386
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم مهر ۱۳۹۱ ساعت 22:21 توسط بهزاد چهارتنگی ( خاموش )
|
بهزاد چهارتنگی در 26آبان 1354 در شهرستان ایذه واقع در استان خوزستان به دنیا آمدم. اما شناسنامه ام 1 مهرماه 1355 را ثبت کرده است. دبیر زبان و ادبیات فارسی هستم و فعلا در شهر کرد ساکن هستم. از سال 1369 سرودن شعر را آغاز کردم از همان کودکی در تخیل و رؤیا سیر می کردم و طبیعت بکر زادگاهم چهارتنگ و کوه های سربه فلک کشیده ی تنوش ، منگشت و کوه سفید به من گریستن دردهایم را آموخت .اولین مجموعه ی سروده هایم در سال 1379 توسط انتشارات بخشایش قم به چاپ رسید . چند مجموعه ی دیگر نیز آماده ی چاپ دارم که اگر عمری باقی باشد تقدیم همه ی هنردوستان عزیز خواهم کرد.