جنوب
72. ( جنوب )
جنوب
فریاد جنونیست
که هر روز غروب
ارواح غرق شده ی (( اروند ))
می
نَ
وا
زند .
********************************************
تقدیم به سردار شهید علی هاشمی
73 . (( مشتی خاکستر ))
دیروز تشیع جنازه ی نخلی بود
که قیام قامتش را
مجنون
از یاد نخواهد برد.
هرچند
جز مشت خاکستریش
بر جا نمانده بود .
از مجموعه شعر کوتاه : بی چتر زیر باران
بهزاد چهارتنگی ( خاموش )
+ نوشته شده در یکشنبه یکم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 15:39 توسط بهزاد چهارتنگی ( خاموش )
|
بهزاد چهارتنگی در 26آبان 1354 در شهرستان ایذه واقع در استان خوزستان به دنیا آمدم. اما شناسنامه ام 1 مهرماه 1355 را ثبت کرده است. دبیر زبان و ادبیات فارسی هستم و فعلا در شهر کرد ساکن هستم. از سال 1369 سرودن شعر را آغاز کردم از همان کودکی در تخیل و رؤیا سیر می کردم و طبیعت بکر زادگاهم چهارتنگ و کوه های سربه فلک کشیده ی تنوش ، منگشت و کوه سفید به من گریستن دردهایم را آموخت .اولین مجموعه ی سروده هایم در سال 1379 توسط انتشارات بخشایش قم به چاپ رسید . چند مجموعه ی دیگر نیز آماده ی چاپ دارم که اگر عمری باقی باشد تقدیم همه ی هنردوستان عزیز خواهم کرد.